وبسایت رسمی مسعود فراستی
سینمای دولتی، روشنفکری، ارزشی
سینمای ما تا زمانی که بر چرخ سینمای دولتی- وابسته و سفارشی و سوبسیدی- می چرخد و دولت حائل- و سدی- است بین سینماگر و مخاطب ، نه سینماگرش رشد می کند، نه مخاطبش؛ ونه سینمای ملی اش شکل می گیرد.

ساز و کار سینما بر رابطه دو طرفه و استوار سینماگر و مخاطب متکی است. وجود، فقدان - یا انقطاع – این رابطه، به معنای داشتن یا نداشتن سینماست. فیلم داشتن هم به معنای سینما داشتن نیست.

از دل این رابطه - وتعامل- سینماگر وتماشاگر است که "مسأله" شکل می گیرد، چکش می خورد و بروز می کند. نگاه و سمت گیری سینماگر اگر نه مخاطب، که دولت باشد سقوط آغاز می شود و به فساد سینماگر می انجامد؛ و به سینمای خنثی و سترون. هر مفهوم "ارزشی" یا روشنفکری یا .... پس از این به وجود می آید. فیلم اول باید فیلم باشد و سرگرم کند تا بعد "ارزشی" باشد یا روشنفکری.

ابتذال در سینمای ما فقط به فیلمفارسی محدود نمی شود. فیلم انتلکت هم مبتذل می شود و "فیلم ارزشی" نیز.

▪▪▪


این واقعیت غیر روشنفکرانه و غیر دولتی را باید پذیرفت که در طی تاریخ کوتاه صد و اندی ساله سینما و در تاریخ طولانی نمایش ، آثاری که با اقبال عام مواجه شده و تا به امروز زنده مانده اند، آثاری "فاخر"، روشنفکرزده، معناگرا و کسالت بار نیستند.شکسپیر، هیچکاک و ... می دانستند که چگونه تماشاگر خود را جلب کنند و امروز نیز آثارشان به همان خوبی و قدرت از عهده آن برمی آید.

هدف سینما، نمایش و حتی ادبیات برنده شدن در بحث فلسفی ، عرفانی، سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه بر انگیختن عواطف مخاطب است.

سینما یک هنر رسانه ای ، یک هنر اجرایی است.هنری که اساساً مخاطب را مد نظر دارد.هیچ مدیوم هنری از سینما به مردم نزدیکتر نیست. سینما به دور از محافل روشنفکری، و به دور از دولت ها و در جوار مردم عادی – مردم کوچه و بازار – شکل گرفت.سینما بر خلاف هنرهای دیگر یا با مردم وجود دارد یا اصلاً وجود نخواهد داشت.

در سینما، هنر از پسِ سرگرمی می آید. نقاشی، موسیقی، ادبیات و ... می توانند منتظر بمانند تا آنگاه که ارتباط میان اثر هنری و مردم برقرار شود و اثر هنری "کشف" شود. اما سینما - و نمایش – از این " شانس" بی بهره اند. ارتباط بلافصل شرط اولیه هستی آنهاست. این مهمترین - و دشوارترین- مسأله یک کارگردان است.

بنیان هر اثر هنری نه فلسفی است و نه ارزشی. بنیان اثر هنری، فرم هنری است که محتوا می آفریند.

دینامیسم سینما و سرزندگی آن و علت وجودی اش ، تحت تأثیر قرار دادن مخاطب است. مخاطب عام و مخاطب خاص با هم. شرط ماندگاری یک فیلم خوب هم چنین است: مخاطب در طول زمان.

وفاداری فیلمساز به خود شرط اولیه ارتباط با مخاطب است. هر اعتقاد و ارزشی ، از این مسیر- و روند- - بدست می آید. نفی مخاطب با هر توجیه " ضد ابتذال" ،نفی هنر است.

2 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۲

علی کیانسب
۹۱/۱۱/۲۶ - ۱۶:۵۰
17
پاسخ
درود بر شما...
رویا از قم
۹۳/۱۲/۱۹ - ۲۲:۵۴
00
پاسخ
سلام استاد عزیز.این نوشته ات یک خلاصه نویسی از اصول ساختاری سینماست.حظ بردم وای که چقدر حظ می برم.همیشه از این سواد شما و این صداقت در بیان و این احساس مسوولیت شما برای رفع ابهام از ذهن مخاطب و از همه آداب انتقادی شما حظ می برم.پاینده و برقرار باشید.
All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com