وبسایت رسمی مسعود فراستی
درباره ديپلماسي فعال حق داشتن، سود جستن اندازه نگه داشتن
سرانجام پس از مدت ها فقر ديپلماتيك و دوري از ديپلماسي جدي - ملي و جهاني- سريع اما آرام به سوي شكل گيري يك ديپلماسي فعال مدرن نه سنتي گام برداشته ايم. ديپلماسي ظريف حدنگه دارنده يي كه ظاهري متين و آرام دارد با باطني تعرضي و محق: ديپلماسي كه در آن هم استراتژي معنا دارد و هم تاكتيك. ديپلماسي ای كه نه مازوخيستي است نه ساديستي و نه اتوپيايي.

در گذشته از آنجا كه استراتژي ديپلماتيك نداشتيم و تاكتيك، با توهم خود را دلداري مي داديم. لاجرم در زمين استراتژي ديگران بازي مي كرديم. چه آنجا كه پرخاش مي كرديم و چه جايي كه مظلوم نمايي.

ديپلماسي منفعل، بازي باخت- برد است. باخت ما و برد ديگران. يا در بهترين حالت بازي باخت- باخت. اما ديپلماسي فعال ميدان بازي برد- برد است. در اين ديپلماسي كه هم ملي است و هم جهاني، حق با ماست. اما حق داشتن به تنهايي كافي نيست. سود جستن از حق اساسي است در اين روند سود جستن، اندازه نگه داشتن تعيين كننده است. اگر اندازه نگه نداريم سود به زيان بدل مي شود و حق به ناحق مي رسد.

طبيعي و ناگزير است كه در اين مسير، نيروهاي مخالف و بازدارنده موجودند و گاه فعال: از هر دو سوي ميز.

نه عقل نه واقعيت باور نمي كنند و نمي پذيرند كه آن طرف ميز همه عليه ما متحدند. ابدا چنين نيست. جبهه غرب اساسا متحد نيست. ذاتا هم نمي تواند باشد. اتحادش موقتي است و شكننده، عرضي است و نه جوهري. اشتباهات ما- چه استراتژيك چه تاكتيكي- آنها را متحد مي كند و يكپارچه مي نمايد. بايد با برنامه يي دقيق و تاكتيك هاي متناسب در صفوف شان تزلزل ايجاد كرد و انشقاق. گام به گام دوستان و دشمنان را تشخيص داد و از هم تفكيك شان كرد و يارگيري جديد نمود. دوستان را افزون تر و دشمنان را كوچك تر ساخت. اكثر دشمنان را به دوستان- هر چند موقتي- بدل كرده و دشمن اصلي را مشخص كرد و منفرد.

واقعيت زندگي در همين يكي دو ماهه نشان مي دهد كه وقتي ما درست عمل مي كنيم و تعرض، و مي خواهيم از حق مان سود بجوييم و اندازه هم نگه مي داريم، آنها به هم مي ريزند و اختلافاتشان علني مي شود. حتي ناچار مي شوند برخلاف ديروز در ميدان ما بازي كنند. نگاه كنيد به پيشنهادات ايران در اجلاس سويس. هم نقشه راه متعلق به ما است هم زمان بندي آن. دشمنان اصلي، ميدان را از دست داده اند. هم ميدان از آن ما است هم بازي. قطعا اسراييل، جناح وحشي جنگ طلب در امريكا و برخي سران كشورهاي عربي در حال باختند و آغاز پايان تعرض. ديگر ميدان و بازي از آن آنها نيست. پيروزي ديپلماتيك ما كه همچنان دشوار است، منافع آنها را سخت به خطر انداخته. آنها تنها در شرايط بحران سازي و جنگ است كه مي توانند زندگي كنند. در شرايط صلح و امنيت جاي چنداني برايشان باقي نمي ماند. مشكلات آنها به رغم ظاهر قوي و پز دموكراتيك حقوق بشري و قدرت جهاني سرمايه ، به مراتب از ما جدي تر است و بيشتر.

برخي افراد و نيروهاي داخلي ما اگر همچنان اين وضعيت را درك نكنند، همصدا با دشمنان خارجي ما به سِكت هاي ضدملي و ضد مردمي تبديل شده و از ميدان بازي طرد مي شوند. افراد و برخي نيروهاي ضد دموكراتيك متعلق- و بازمانده- ديروز به رغم شعارها و نقاب هاي راديكال، كاريكاتور مضحك ديروزند و جايي در اين ميدان- نرمش قهرمانانه- ندارند و اگر خود را بازسازي نكنند و منافع ملي را درنيابند پايگاه هاي ناچيز مردمي شان بيشتر از دست مي رود و اعتماد به نفس شان نيز. نبايد زياد جدي شان گرفت. پنيك كردن امروزي و عوام فريبي شان از سر ضعف است نه قدرت. تخريب شان در ارگانيزم - در بدن - بيشتر به دندان دردي حاد شبيه است كه معالجه ساده يي دارد تا كمردردي مزمن و زمينگيركننده. از همين رو هيچ ضعفي هرچند ناچيز و فيزيكي جايز نيست.

برخي افراد و نيروهاي به ظاهر آزاديخواه اما تندرو نيز كه يك شبه به دنبال حل مسائل بسيارند و ايجاد مدينه فاضله، دست شان خالي است و به جاي دفاع از منافع ملي به دفاع از خود و سكت بي تاريخ شان مشغول. اما كشتي به راه خودش مي رود چه خوب كه دريابيم و از آن باز نمانيم.

براي ادامه كاري اين ديپلماسي فعال كه ديگر خوشبختانه متكي به نفت نيست، بايد منفذهاي رانت خواري اقتصادي و رانت خواري فرهنگي نيز بسته شود و فرهنگ نفتي جاي خود را به فرهنگ كار و توليد بسپارد. فرهنگ ملي مماس با مردم، با دورنماي شكوفايي ثروت هاي مادي و معنوي.

بحث فرهنگ بماند براي وقت ديگر.
روزنامه اعتماد، آبان 1392

9 دیدگاه

۹۳/۱۱/۲۱

منصور
۹۳/۱۱/۲۱ - ۱۹:۱۸
04
پاسخ
"جشنواره بر پا نکنیم. پولش را بدهیم به مراکز سینمایی شهرستان‌ها و تهران. آدم پرورش دهیم -فیلمساز"
آیا محض رضای خدا کسی هست که به این جمله توجه کند؟
چرا افسار تربیت سینماگر را به مؤسسات پر زرق و برق شمال شهری سپرده اید که اساتیدشان اغلب "انتلکت ها" و "جشنواره ای" های پر مدعا هستند و هزینه کارگاه های سینماییشان هم آنقدر زیاد است که تنها مرفهین شمال شهری تهران توانایی پرداخت آن را دارند؟ چرا حوزه هنری در برگزاری کارگاه های سینمایی برای قشر غیر مرفه و شهرستانی ها اینقدر ضعیف عمل می کند؟ گویا زمانی انجمن سینمای جوان از مهم ترین و مناسب ترین مکان های ترتبیت فیلمساز بوده است. الآن جایگاه انجمن سینمای جوان در پرورش فیلمساز چیست؟
مهران
۹۳/۱۱/۲۱ - ۲۲:۴۸
05
پاسخ
واقعا ممنونم ازتون اقا سید این مدت خیلی اذیت شدید،فرق استاد با با بقیه ی منتقدا در این است که صرفا با فیلم دیدن و خواندن کتاب های سینما منتقد نشده بلکه پدر نقد ایران با درک عمیق از هنر و ادبیات و جامعه و فلسفه به نقدموضوع می پردازد اینو به خوبی می توان فهمید زمانی که ایشان از برنامه هفت امدند بیرون منتقدا نمی توانستند از پس نقد بربیایندو به جمع بندی برسند کاری که استاد در دو دقیقه به بهترین حالت ممکن به ان می پرداخت. و کلمه ی جامعه العلوم برازنده ی ایشان است،امیدوارم استاد از جمله کسانی نباشد که بعدا بگوییم بیست سال پیش مسعود فراستی دغدغه اش همین بود و این موضوع را گفته بود.زمانی ارزوم بود استاد رو ببینم و با امدن به کافه و نیم ساعت صحبت کردن با ایشان به ارزویم رسیدم و ارزوی بعدی هم این است که فیلم نامه ای بنویسم و زمانی که به صورت فیلم در امد استاد دوست داشته باشند.
سعید محمدنژاد
۹۳/۱۱/۲۲ - ۰۱:۴۷
05
پاسخ
سلام استاد فراستی، چرا سینمای ایران تا به این اندازه ضعیف شده؟‌ چه کسانی مقصر هستند؟ باور بفرمایین سالی بیش از یه فیلم ایرانی رو نمیتونم تا انتها ببینم! عذر میخوام اینجوری صحبت میکنم ولی فیلم ها تهوع آور شده و بی سوادی محض کارگردان ها و نویسنده ها از فیلم ها استشمام میشه،یکی از دلایل اصلیش به نظر این حقیر منتقد هایی هستند که در دوره های گذشته هندونه زیربغل دوستانشون گذاشتن و فیلم های مزخرف اونها رو شاهکار دونستن، شما خودتون هم میدونین بهترین و شاید تنها منتقد واقعی سینمای ایران هستین، ازتون عاجزانه تقاضا دارم به بررسی وضعیت کنونی فلاکت بار سینمای ایران بپردازین تا بدونیم چه عواملی باعث این سقوط آزاد شده، مقالاتتون رو پیگیری میکنم خواهشا بررسی بفرمایین
شهریار
۹۳/۱۱/۲۲ - ۱۱:۰۹
07
پاسخ
استاد حرف دل من را زدید. خدا سایه شما را از سر ما و سینمای ما کم نکند.
ی
۹۳/۱۱/۲۳ - ۰۰:۱۶
05
پاسخ
این بخش رو باید با طلا نوشت:
جای تعجبی نیست. هیچ تعجبی. کاریش نمی‌شود کرد. سینمای دولتی همین است دیگر. همه با هم به «اندازه» سهم می‌برند و «غنایم» را تقسیم می‌کنند. نه به اندازه هنرشان و موثر بودنشان در جلو رفتن خود و جامعه، بلکه به اندازه بی‌اثر بودن و رام بودنشان و حفظ وضع موجود.
محمد حاتمی
۹۳/۱۱/۲۳ - ۰۱:۵۲
04
پاسخ
امسال هم دریغ از پارسال .این طور به نظر می رسه فیلمسازان ما فقط و فقط ادای فیلم ساز بودن رو بلدند
دور هم جمع میشویم و از هم تعریف تمجید میکتیم و هوا ورمان میدارد که کارگردانیم یا فیلمنامه نویس یا . . .
به نطر من بر خلاف تعاریف و شلوغ کاری هایی که در پیش و طی جشنواره شاهدش بودیم که آن هم بیشتر خاستگاه تبلیغی و جناحی داشت شاهد رنگ و بوی تازه ای در جشنواره سی و سوم نبودیم
خرمن خرمن ادعا و جایزه و سیمرغ و قص الهذا اما دریغ از هسته ی اصلی و اساسی این حلقه که فیلم باشه
من نه منتقدم نه سینما خوتدم اما دلم میخواست وقتی از سینما میام بیرون دست کم بتونم به خودم بگم ارز ششو داشت که . . .
عليرضا
۹۳/۱۱/۲۳ - ۰۳:۳۲
15
پاسخ
آقا فراستي، بنده تقريبا با تمامي نظرات شما در مورد جشنواره امسال و در كل سينماي ايران موافقم، و اين نقدها و نظرهاي جنابعالي بوده كه ديد بنده رو نسبت به سينما تغيير داده و تصحيح كرده
هدف از اين كامنت اين بود كه از شما درخواست كنم با روزنامه كذايي وطن امروز همكاري نكنيد چون شخصيتتون واقعا با شخصيت فردي مثل بذرپاش متفاوته و ممكنه باعث بشه خدايي نكرده در مورد جنابعالي تفكرات غلطي پيش بياد
سامان
۹۳/۱۱/۲۳ - ۱۳:۵۲
06
پاسخ
واقعا هم راه حل سینمای ما انقطاع با این سینمای بی درد و بی مساله و پرمدعاست. راه حل ما سینمای ارزان، کوچک، با مساله و با مخاطب و قطعا غیردولتی است.
ایمان
۹۳/۱۲/۱۵ - ۰۱:۲۷
00
پاسخ
اقای فراستی عزیز به نظرم این نقد شما دلسوزانه استمن متخصص سینما نیستم.اما اکثر فیلم هایی که دیده ام, این نظر را کاملا قبول دارم که بیشتر سینمای ما سیاهست.نا امید کننده است.قهرمان ندارد.ادم هایش بدبخت بیچاره اند.مدام بدبیاری می اورند,تسلیم شرایط بد و نحس روزگارند,بی عرضه اند و نمی توانند حرکتی کنند یا اراده کنند و تغییر ایجاد کنند و خود و محیط را تغییر دهند,بی توکل اند,خدا ندارند.پول و کار و تولید ثروت ندارند یا انرا محدود به قشر مذهبی مسئول شکم سیر جامعه میدانند که همه شان با پارتی به جایی رسیده اند و این باور را در من ایجاد می کنند که مگر من که پارتی و توکلم خداست , میوانم حرکتی کنم و به جایی برسم؟یا باید مذهبی بمانم و بدبخت یا کلاهبردار.در این سینما غم و بدبختی مد شده است و شادی حقیقی که امری درونی است و نه وابسته به افراد و شرایط کم دیده میشود.ادم هایش اکثرا مریض اند و می میرند و سلامتی ای وجود ندارد.اکثر ادم ها بی اعتقادند با باورهای موهوم و گیج و روانپریشانه.با این سینما مردم با فرهنگ نمی شوند.این سینما فقط از سیاهی می گوید مثل اخبار.امیدی ندارد,خدایی ندارد,درمان کردنم بلد نیست.قهرمانی هم ندارد که مثل کوه بایستد و خدا هم کمکش کند و شرایط را را به نفع خود و جامعه تغییر دهد.ایا از نکات منفی و سیاه گفتن باعث می شود که سیاهی کم شود؟نخیر بلکه برعکس باعث بیشتر شدن ان می شود.چون این باور را به دروغ در ذهن می رویاند که جز ان رنگی نیست.این سینما همه چیزش برای فروش است ! اما اقای فراستی شما که خودتان متخصص سینما هستید چرا استینی برای فرهنگ مردم بالا نمی زنید؟ برای ایجاد باورهای درست.
All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com