وبسایت رسمی مسعود فراستی
آخر خط ضدیادداشت‌های جشنواره‌ای

جای تعجبی نیست. هیچ تعجبی. کاریش نمی‌شود کرد. سینمای دولتی همین است دیگر. همه با هم به «اندازه» سهم می‌برند و «غنایم» را تقسیم می‌کنند. نه به اندازه  هنرشان و موثر بودنشان در جلو رفتن خود و جامعه، بلکه به اندازه  بی‌اثر بودن و رام بودنشان و حفظ وضع موجود.
قبل از جشنواره تنها ترس و واهمه مسؤولان فرهنگی و سینمایی این است نکند فیلمی از دستشان در برود – با سوژه‌ای ملتهب یا ملتهب‌نما – و جنجالی به پا شود و آقایان مجبور به دفاع – و اغلب جاخالی – شوند و احیانا موقعیتشان کمی به خطر افتد. پس هر فیلمی که کمی بوی غیرعادی بدهد – مستقل از فیلم خوب یا بد بودن – فعلا از جشنواره حذف شود تا بعدا که آب‌ها از آسیاب افتاد، فکری برایش بکنند. تصمیمی که هم به ژست آزادیخواه بودن‌شان لطمه نزند و هم به ژست «اصولی» بودن.
امسال مثل همیشه بود و کمی «جلوتر». جلوتر از چی؟ جلوتر از پرت و پلا بودن فیلم‌ها در سال‌های قبل. جلوتر از بی‌ربطی به مسائل و معضلات کشور و مردم و نیازهایشان.
امسال اما فیلم‌ها بی‌تعارف‌تر شده بودند -و پرروتر-  بی‌هنر‌تر و پرت‌تر. دیوانه‌بازی، خشونت، بزهکاری، اعتیاد، خیانت، صریح‌تر شده بود اما با چهره‌ای دیگر؛ به جای خیانت، گفتند: عشق و دوران عاشقی. به جای بزهکاری و اعتیاد و خشونت، گفتند: اجتماعی‌گرا.
من شخصا با موضوع مشکل ندارم اما با خواب کردن مخاطب تحت لوای دروغین انتقاد اجتماعی، چرا. با قصه خیانت مشکل ندارم اما آن را تحت لوای عشق جا  زدن، چرا. می‌شود و باید از خیانت، بویژه در اقشار مرفه نفتی و نیمه‌مرفه حرف زد. می‌شود از اعتیاد و انواع بزه‌های اجتماعی حرف زد. اما چگونه؟ موضوع نیست که اثر را مطلوب می‌کند یا نامطلوب. چگونگی پرداختن به موضوع اصل بحث است. خیانت و اعتیاد را می‌شود سمپاتیک نشان داد، یا آنتی‌پاتیک و آسیب‌شناسانه و به دور از شعار. در یک قصه درست.
فیلم، اول باید فیلم باشد. فیلم باید مساله داشته باشد و سر و شکل درست، تا مخاطب باورش کند و بعد  اجتماعی باشد، عاشقانه باشد، «ارزشی» باشد یا انتلکت.
تم یا موضوع، ماهیت فیلم را تعیین نمی‌کند؛ محتوا، چرا. محتوایی که از دل فرم درست – و بهینه – درمی‌آید.
خب، فیلم‌های امسال چه داشتند و به چه دردی می‌خوردند؟ واقعا به دردی می‌خورند؟ بعید می‌دانم.
سینمای بی‌برنامه، بی‌استراتژی، باری به هر جهت، خنثی و پرهیاهو، و بی‌ربط با مخاطب، به چه دردی می‌خورد؟
بهتر نیست کمی مکث کنیم؛ بایستیم. یک‌سال به کسی پول ندهیم. جشنواره بر پا نکنیم. پولش را بدهیم به مراکز سینمایی شهرستان‌ها و تهران. آدم پرورش دهیم -فیلمساز-. و در اکران از فیلم‌های خوب و موثر حمایت کنیم. وضع از اینکه هست، بدتر نمی‌شود؛ بهتر می‌شود. نمی‌شود؟ نترسید.
براستی چرا در فیلم‌های ما خبری از «کار» نیست؟ کار مولد و سازنده. چرا فیلمسازان ما مدام از بیکاره‌ها و شکم‌سیر‌ها حرف می‌زنند؟ چرا فیلمسازان و فیلمنامه‌نویسان ما مسیرشان را تغییر نمی‌دهند و نمی‌روند دنبال قصه‌های آدم‌هایی که در کارند – کار یدی و کار فکری-  و جامعه را جلو می‌برند؛ کار علمی ، کار تولیدی و صنعتی. آنها، قصه ندارند؟ خوب هم دارند.
به نظرم راه‌حل سینمای ما، انقطاع با این سینمای بی‌درد، بی‌مساله، گران و پرمدعاست. سینمای گران، بیگ پروداکشن، پرستاره  هم مساله سینمای ما نیست. سینمای ارزان، کوچک، بامساله و بامخاطب؛ و قطعا غیردولتی اولین قدم است.
وضع، اسفناک است دوستان. آخر خطیم. این‌طور ادامه ندهیم. کمی بیندیشیم.

روزنامه وطن امروز – 21 بهمن 93

9 دیدگاه

۹۳/۱۱/۲۱

منصور
۹۳/۱۱/۲۱ - ۱۹:۱۸
04
پاسخ
"جشنواره بر پا نکنیم. پولش را بدهیم به مراکز سینمایی شهرستان‌ها و تهران. آدم پرورش دهیم -فیلمساز"
آیا محض رضای خدا کسی هست که به این جمله توجه کند؟
چرا افسار تربیت سینماگر را به مؤسسات پر زرق و برق شمال شهری سپرده اید که اساتیدشان اغلب "انتلکت ها" و "جشنواره ای" های پر مدعا هستند و هزینه کارگاه های سینماییشان هم آنقدر زیاد است که تنها مرفهین شمال شهری تهران توانایی پرداخت آن را دارند؟ چرا حوزه هنری در برگزاری کارگاه های سینمایی برای قشر غیر مرفه و شهرستانی ها اینقدر ضعیف عمل می کند؟ گویا زمانی انجمن سینمای جوان از مهم ترین و مناسب ترین مکان های ترتبیت فیلمساز بوده است. الآن جایگاه انجمن سینمای جوان در پرورش فیلمساز چیست؟
مهران
۹۳/۱۱/۲۱ - ۲۲:۴۸
05
پاسخ
واقعا ممنونم ازتون اقا سید این مدت خیلی اذیت شدید،فرق استاد با با بقیه ی منتقدا در این است که صرفا با فیلم دیدن و خواندن کتاب های سینما منتقد نشده بلکه پدر نقد ایران با درک عمیق از هنر و ادبیات و جامعه و فلسفه به نقدموضوع می پردازد اینو به خوبی می توان فهمید زمانی که ایشان از برنامه هفت امدند بیرون منتقدا نمی توانستند از پس نقد بربیایندو به جمع بندی برسند کاری که استاد در دو دقیقه به بهترین حالت ممکن به ان می پرداخت. و کلمه ی جامعه العلوم برازنده ی ایشان است،امیدوارم استاد از جمله کسانی نباشد که بعدا بگوییم بیست سال پیش مسعود فراستی دغدغه اش همین بود و این موضوع را گفته بود.زمانی ارزوم بود استاد رو ببینم و با امدن به کافه و نیم ساعت صحبت کردن با ایشان به ارزویم رسیدم و ارزوی بعدی هم این است که فیلم نامه ای بنویسم و زمانی که به صورت فیلم در امد استاد دوست داشته باشند.
سعید محمدنژاد
۹۳/۱۱/۲۲ - ۰۱:۴۷
05
پاسخ
سلام استاد فراستی، چرا سینمای ایران تا به این اندازه ضعیف شده؟‌ چه کسانی مقصر هستند؟ باور بفرمایین سالی بیش از یه فیلم ایرانی رو نمیتونم تا انتها ببینم! عذر میخوام اینجوری صحبت میکنم ولی فیلم ها تهوع آور شده و بی سوادی محض کارگردان ها و نویسنده ها از فیلم ها استشمام میشه،یکی از دلایل اصلیش به نظر این حقیر منتقد هایی هستند که در دوره های گذشته هندونه زیربغل دوستانشون گذاشتن و فیلم های مزخرف اونها رو شاهکار دونستن، شما خودتون هم میدونین بهترین و شاید تنها منتقد واقعی سینمای ایران هستین، ازتون عاجزانه تقاضا دارم به بررسی وضعیت کنونی فلاکت بار سینمای ایران بپردازین تا بدونیم چه عواملی باعث این سقوط آزاد شده، مقالاتتون رو پیگیری میکنم خواهشا بررسی بفرمایین
شهریار
۹۳/۱۱/۲۲ - ۱۱:۰۹
07
پاسخ
استاد حرف دل من را زدید. خدا سایه شما را از سر ما و سینمای ما کم نکند.
ی
۹۳/۱۱/۲۳ - ۰۰:۱۶
05
پاسخ
این بخش رو باید با طلا نوشت:
جای تعجبی نیست. هیچ تعجبی. کاریش نمی‌شود کرد. سینمای دولتی همین است دیگر. همه با هم به «اندازه» سهم می‌برند و «غنایم» را تقسیم می‌کنند. نه به اندازه هنرشان و موثر بودنشان در جلو رفتن خود و جامعه، بلکه به اندازه بی‌اثر بودن و رام بودنشان و حفظ وضع موجود.
محمد حاتمی
۹۳/۱۱/۲۳ - ۰۱:۵۲
04
پاسخ
امسال هم دریغ از پارسال .این طور به نظر می رسه فیلمسازان ما فقط و فقط ادای فیلم ساز بودن رو بلدند
دور هم جمع میشویم و از هم تعریف تمجید میکتیم و هوا ورمان میدارد که کارگردانیم یا فیلمنامه نویس یا . . .
به نطر من بر خلاف تعاریف و شلوغ کاری هایی که در پیش و طی جشنواره شاهدش بودیم که آن هم بیشتر خاستگاه تبلیغی و جناحی داشت شاهد رنگ و بوی تازه ای در جشنواره سی و سوم نبودیم
خرمن خرمن ادعا و جایزه و سیمرغ و قص الهذا اما دریغ از هسته ی اصلی و اساسی این حلقه که فیلم باشه
من نه منتقدم نه سینما خوتدم اما دلم میخواست وقتی از سینما میام بیرون دست کم بتونم به خودم بگم ارز ششو داشت که . . .
عليرضا
۹۳/۱۱/۲۳ - ۰۳:۳۲
15
پاسخ
آقا فراستي، بنده تقريبا با تمامي نظرات شما در مورد جشنواره امسال و در كل سينماي ايران موافقم، و اين نقدها و نظرهاي جنابعالي بوده كه ديد بنده رو نسبت به سينما تغيير داده و تصحيح كرده
هدف از اين كامنت اين بود كه از شما درخواست كنم با روزنامه كذايي وطن امروز همكاري نكنيد چون شخصيتتون واقعا با شخصيت فردي مثل بذرپاش متفاوته و ممكنه باعث بشه خدايي نكرده در مورد جنابعالي تفكرات غلطي پيش بياد
سامان
۹۳/۱۱/۲۳ - ۱۳:۵۲
06
پاسخ
واقعا هم راه حل سینمای ما انقطاع با این سینمای بی درد و بی مساله و پرمدعاست. راه حل ما سینمای ارزان، کوچک، با مساله و با مخاطب و قطعا غیردولتی است.
ایمان
۹۳/۱۲/۱۵ - ۰۱:۲۷
00
پاسخ
اقای فراستی عزیز به نظرم این نقد شما دلسوزانه استمن متخصص سینما نیستم.اما اکثر فیلم هایی که دیده ام, این نظر را کاملا قبول دارم که بیشتر سینمای ما سیاهست.نا امید کننده است.قهرمان ندارد.ادم هایش بدبخت بیچاره اند.مدام بدبیاری می اورند,تسلیم شرایط بد و نحس روزگارند,بی عرضه اند و نمی توانند حرکتی کنند یا اراده کنند و تغییر ایجاد کنند و خود و محیط را تغییر دهند,بی توکل اند,خدا ندارند.پول و کار و تولید ثروت ندارند یا انرا محدود به قشر مذهبی مسئول شکم سیر جامعه میدانند که همه شان با پارتی به جایی رسیده اند و این باور را در من ایجاد می کنند که مگر من که پارتی و توکلم خداست , میوانم حرکتی کنم و به جایی برسم؟یا باید مذهبی بمانم و بدبخت یا کلاهبردار.در این سینما غم و بدبختی مد شده است و شادی حقیقی که امری درونی است و نه وابسته به افراد و شرایط کم دیده میشود.ادم هایش اکثرا مریض اند و می میرند و سلامتی ای وجود ندارد.اکثر ادم ها بی اعتقادند با باورهای موهوم و گیج و روانپریشانه.با این سینما مردم با فرهنگ نمی شوند.این سینما فقط از سیاهی می گوید مثل اخبار.امیدی ندارد,خدایی ندارد,درمان کردنم بلد نیست.قهرمانی هم ندارد که مثل کوه بایستد و خدا هم کمکش کند و شرایط را را به نفع خود و جامعه تغییر دهد.ایا از نکات منفی و سیاه گفتن باعث می شود که سیاهی کم شود؟نخیر بلکه برعکس باعث بیشتر شدن ان می شود.چون این باور را به دروغ در ذهن می رویاند که جز ان رنگی نیست.این سینما همه چیزش برای فروش است ! اما اقای فراستی شما که خودتان متخصص سینما هستید چرا استینی برای فرهنگ مردم بالا نمی زنید؟ برای ایجاد باورهای درست.
All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com