وبسایت رسمی مسعود فراستی
تخدیر ضد یادداشت های جشنواره ای: عصر یخبندان

 

عصر یخبندان، فیلمی است دروغین، پرمدعا، رادیکال‌نما– بی‌خطر و بی‌اثر- و فریبکار، عوام‌زده و عوام‌فریب.
یخبندان، بدترین فیلم امسال است، حداقل تا اینجای کار. می‌شود درباره مهم‌ترین مفاسد و ناهنجاری‌های اجتماعی – فساد مالی، اعتیاد، خیانت، طلاق و فساد اخلاقی – داد سخن داد.
می‌شود خیلی هم تند و رادیکال گفت و انتقاد کرد و به‌زعم گوینده «هشدار» هم داد اما طوری که به هیچ کس برنخورد. نه سیخ بسوزد، نه کباب. نه دولت عصبانی شود، نه ملت ناراحت. نه ظالم و فاسد بترسد، نه قربانی و مظلوم به خود‌ آید و قدمی بردارد. می‌شود علیه فاسد‌های دولتی– و آقازاده‌ها– و غارتگران یک‌شبه میلیاردر شده نفتی شعار داد، به‌گونه‌ای که همه‌شان هم تایید کنند و لبخند بزنند. ما هم بگوییم: آفرین، حرف ما را زدی! اما طوری حرف زده شود که آب در دل کسی تکان نخورد.
حتی می‌شود شعارهای رادیکال سیاسی–مرگ بر - داد اما بی‌هیچ کارکردی. می‌شود با تند‌ترین الفاظ، همه را خواب کرد؛ از آن نوع حرف زدن و آماردادنی که بعضی دولتی‌ها
– اصولگرا، اصلاح‌طلب، اعتدالی– می‌زنند و می‌دهند درباره فقر، اعتیاد، فساد، طلاق، خیانت و... دوستان طوری حرف می‌زنند که گویی ما مقصریم و آنها، بیگناه. طوری می‌گویند که عملی نکنند. ما را می‌فریبند– و حتی خود را– و راحت به خانه می‌روند و آسوده می‌خوابند. ما هم می‌گوییم چه خوب، دولت همه چیز را می‌داند. پس برویم و ما هم آسوده بخوابیم و فردا، روز از نو، روزی از نو.
پس چه گفتن مهم نیست؛ اصلا مهم نیست. چگونه گفتن مهم است. درباره موضوع‌های بزرگ حرف زدن، ما را بزرگ نمی‌کند– و اثرمان را- حرف کوچک می‌شود زد اما عمیق. حرف بزرگ می‌شود زد و سطحی و حتی خواب‌آور. اندازه دهان حرف زدن اصل است و بلد بودن.
یخبندان، به قول خودش و سازنده‌اش خیلی حرف‌های ملتهب اجتماعی می‌زند. حتی هشدار می‌دهد. البته فکر می‌کند که حرف زده و هشداری داده! که نه زده و نه داده. این نوع گفتن نان خوردن است و تخدیر کردن.  فیلم، سر سوزنی به درد نمی‌آورد. اصلا درد و رنجی در کار نیست، آشفته نشوید. چیزی نیست، ان‌شاء‌الله گربه است.
فیلم اصلا آدم بد و آدم خوب ندارد. به قول فیلمساز شخصیت منفی ندارد، «همه محصول شرایط اجتماعی‌اند» هیچ کس مقصر نیست. پس کاری به کارشان نداشته باشیم. اوضاع چنین است، کاریش نمی‌شود کرد. اوضاع را که نمی‌شود تغییر داد. پس خوشحال- از گفتن و شنیدن– از نقد کاذب رادیکال برویم و تعریف کنیم.  عصر یخبندان که چه عنوان بی‌ربط و پرطمطراقی دارد، یک فیلمفارسی مبتذل تمام عیار امروزی است اما شبه‌مدرن– هم در تفکر و هم در اجرا- هم در قصه‌گویی و نوع روایت و دیالوگ‌نویسی، هم در شخصیت‌پردازی و فضاسازی.
فیلم، دو خط قصه ندارد و سعی می‌کند جای خالی آن را با مثلا چرخه‌ای گنگ، ادایی و بی‌معنا یا بازگشت به ابتدای فیلم، پر کند و قیافه مدرن بگیرد. آدم‌ها جملگی مقوایی‌اند، کاریکاتورند، نه شخصیت و نه اغلب حتی تیپ.
دقت کنید به طیف آدم بد‌هایش: «رادان» یا دوست دخترش، «کرامتی» و... بدتر از همه– و مبتذل‌تر از همه– مثلا «گردن‌کلفت» اصلی، رئیس باند عینکی در حال ساختن مواد مخدر که بیشتر قیافه معلم‌ها را دارد تا گنگستر و بزهکار.
آدم خوب‌ها چه کسانی‌اند؟ «اصلانی» منفعل و بیچاره و گاهی مضحک که به دلیل میزانسن بد و غلط، حتی دلمان به حالش نمی‌سوزد و زن فامیلی که کمکش می‌کند چه مسخره است و تلویزیونی با آن شوهر ابله بی‌اصولش و اما قهرمان فیلم که مصلح اجتماعی است، یک نیمه‌بزهکار اجتماعی است که به دلیل فقر چنان می‌کند اما مثلا علیه آدم بدهاست. در آخر هم دست به قتل می‌زند. یک «قیصر» امروزی است؟ و همدستش، آن دختر بدجوری سطحی و تلویزیونی است– و فیلمفارسی- از آن صحنه با موسیقی و دوربینی که کرامتی را در ماشین می‌گیرد بگذریم که اوج فیلمفارسی است و تطهیر آن زن خیانتکار معتاد. از حرکت دوربین از بالا به سبک فیلم قبلی که برای مرغوب کردن مخاطب خاص است هم بگذریم که بشدت بی‌معناست و لوس.
فیلم، لحن ندارد، نه تراژدی است نه کمدی. چندپاره است و بار‌ها می‌تواند تمام شود که ادامه می‌یابد.
لازم است به این نکته هم اشاره کنم که تفکر فیلمساز ما درباره انسان‌ها: «همه محصول شرایطند» درکی عقب مانده و نیمه مارکسیستی است و بی‌توجه به این اصل که هم انسان محصول شرایط است و هم شرایط، محصول انسان. انسان اصل است و می‌تواند شرایط را تغییر دهد و نه صرفا محصول آن باشد. آدم بد و فاسد موجود است و آدم خوب و فاسد نشده در همین اوضاع نیز وجود دارد.
طبقه متوسط هم برخلاف نظر فیلمساز موجود است که اقشار مختلفی دارد. آدم‌های یخبندان کاریکاتوری از قشری از طبقه متوسط شهری‌اند محصول سرازیر شدن پول نفت ناگهان گران شده
– و به جامعه سر ریز شده– اواسط و اواخر دهه 80 که یک‌شبه میلیاردر شده‌اند و چنین بی‌هویت و بی‌اخلاق. میلیاردرهایی با آخرین مدل اتومبیل‌های سوپرگران و خانه‌های سوپرقیمتی با فرهنگی هم لمپنی و هم غربی. خوب است که در همین جا به«من مادر هستم» فیلم متوسط اما بسیار بهتر و راستگو‌تر از فیلم‌های اجتماعی‌نمای این جشنواره اشاره کنم که آسیب‌شناسی این قشر از طبقه متوسط شهری ما بود.
حرف آخر اینکه یخبندان، برخلاف نظر مسؤول دولتی که با افتخار آن را، راه‌حل سینمای ایران می‌داند، فیلمفارسی‌ای مخدر است دوستان، نه راه‌حل.
درباره دگر فیلم‌های مستاصل مثلا اجتماعی یا عاشقانه این جشنواره که نه اجتماعی‌اند، نه عاشقانه در روز‌های آینده خواهم گفت.

 

19 دیدگاه

۹۳/۱۱/۱۷

محمدرضا
۹۳/۱۱/۱۷ - ۱۹:۵۹
18
پاسخ
سلام استاد
اگه امکان داره مثل جشنواره قبل نظرتون رو در باره کلیه فیلم ها ولو کوتاه در سایتتون قرار بدین
تماشاگر
۹۳/۱۱/۱۸ - ۰۱:۰۴
05
پاسخ
با سلام
بسیار عالی مثل همیشه تند،بدون تعارف و مفید.آقای فراستی بنده تماشگر معمول سینما هستم.در واقع شاید مخاطب عام.ولی همیشه نقدهای شما را میخوانم و حیف که دیگر در برنامه هفت حضو ندارید.زمانی که در هفت حضور داشتید شبیه کلاس درس میشد و من احساس میکردم در مقابل اساتید خودم نشستم.در واقع برمیگشتم به فضای درس و دانشگاه.البته از آن دست استادهایی که اگر استاد راهنما میشدند پوست دانشجو کنده میشد.کلاس درس که بماند.....هر وقت که فیلم جدید میبینم منتظرم نقد شما را هم بخوانم.
خواهش اینکه برای فیمهایی که در طول سال اکران میشوند هم نقدهایی داشته باشید که به نظر من اگر دانش مخاطب عام هم اضافه شود نتیجه سینما می تواند بهتر از این باشد.استاد فراستی منتظر نقدهای شما در طول سال هستیم.
هادی
۹۳/۱۱/۱۸ - ۰۲:۱۳
05
پاسخ
چقدر درست می گی آقای فراستی.آقای کیایی ازین فیلمسازایی که راجع به عدالت در جامعه فقط رو جلد کتابای این موضوعات رو خونده.من رو یاد آدمایی می ندازه که فقط کتاب رو می خرن بدون این که بخونن پای بحثم که بیافته از همه فیلسوف ترن.
اصلا این خیلی اتفاق بدیه که فیلمسازای ما همه هر موضوعی رو روی سطحش و کلیشه هاش بسط میدین به عمق نمیرن یا بلد نیستن یا می ترسن وارد عمق بشن.
نمونش ایران برگر جوزانی مثلا.که واقعا نامیدم کرد
ارش
۹۳/۱۱/۲۲ - ۲۲:۴۳
00

البته فيلم بعد از ظهر سگي و ضد گلوله از اين فيلمساز مورد تاييد جناب فراستي بوده اند

مهرداد
۹۳/۱۱/۱۸ - ۰۹:۴۳
222
پاسخ
با سلام؛
ای کاش یه کم فقط یه کم یاد میگرفتی که نقدهایت با احترام توام باشد نه با تخریب...
البته وقتی وابسته به جریان خاصی باشی و خط فکری خاصی هم داشته باشی این خواسته ما نسل جوان هیچگاه به گوشت راهی نمی یابد و عملی نخواهد شد.
به جرات میگویم : خیلی دوست دارم جرات و جسارت ساختن یک فیلم حتی یک فیلم کوتاه بیست دقیقه ای را از تو ببینم و نبینم که فقط بیرون گود بنشینی و هنرمندان این مرز و بوم را نقد که چه عرض کنم "تخریب" کنی آن هم به قیمت حق الناس کردن...
برایت از درگاه احدیت رعایت حق الناس و رعایت ادب را آرزو دارم .
یا حق
امیر
۹۳/۱۱/۲۷ - ۰۰:۱۲
01

نظر شما هم خیلی مودبانه بود!!!!!!

سلماز
۹۳/۱۱/۱۸ - ۱۰:۴۷
011
پاسخ
واقعا آقای فراستی جای شما دربرنامه های تلوزیونی خالیست
برنامه هفت که دیگر شبیه خنده بازار شده
نقدهای شما برای خیلی ها دردسرساز شده بود
حالا خیالشان راحت شده و فقط می نشینند رو به روی هم و به به و چه چه می کنند و از فیلم های به اصطلاح معناگرا و یا پوچ خود تعریف می کندد
محمد حسین امیری
۹۳/۱۱/۱۸ - ۱۳:۰۹
60
پاسخ
نه در مقام یک مدافع، زیرا که فیلم را ندیده ام . اما در رابطه با دیدگاه تان که فرمودید :
می‌شود خیلی هم تند و رادیکال گفت و انتقاد کرد و به‌زعم گوینده «هشدار» هم داد اما طوری که به هیچ کس برنخورد.
متاسفانه مسوولین و مردم ما تحمل نقدی به جز نوع را ندارند . پس به فیلم ساز ، تهیه کننده و سرمایه گذار باید حق داد که به این سمت بروند .
برخی از مردم بی جنبه ما جلوی پخش "سرزمین کهن" آقای تبریزی را گرفتند .
برخی از مسوولین بی جنبه ما جلوی پخش "گزارش یک جشن" را گرفتند .
ورای این که آیا این فیلم ها خوب بودند یا بد .
در هر صورت بی جنبگی عمومی مردم و مسوولین کار را به جایی رسانیده که فیلم ساز راهی جز این ندارد.
عبدالرضا
۹۳/۱۱/۱۸ - ۱۸:۳۴
05
پاسخ
ممنون استاد.
علی
۹۳/۱۱/۱۸ - ۱۸:۴۶
05
پاسخ
عالی بود اقای فراستی
شهرام
۹۳/۱۱/۱۸ - ۲۲:۲۳
05
پاسخ
مرسی استاد آخ که چقدر دلم لک زده واسه اون سالی که استاد شبا نقدمیکرد و من به عشق نقدشون صبح ها خواب میموندم و تاخیر میخوردم اما از وقتی که گبر اومده دیگه نه خواب میمونم نه تاخیر دارم .زنده باد زاپاتا
مرتضی
۹۳/۱۱/۱۹ - ۰۲:۳۰
04
پاسخ
ممنون استاد که باز هم بدون مصلحت اندیشی نقد کردید وشرافت نقد رو حفظ.وقتی فیلم رو دیدم احساس خوبی نداشتم وبدتر از اون اینکه خیلی از منتقدها واهالی سینما از این فیلم تعریف کردند.فضای جشنواره به شکل همایشی شده که منتقدین فقط وظیفه تعریف وتمجید دارند از فیلمهایی حتی به این ضعیفی ونقد شما حال آدمو جا میاره
سيد امير حسيني
۹۳/۱۱/۱۹ - ۱۶:۳۸
06
پاسخ
جناب آقاي فراستي سلام، مطلب زيباي شما سبب تلطيف روح شد كه از ديشب بعد از ديدن فيلم تا الان ناراحتي خود را نتوانسته ام فرو برم.
بسيار متشكرم.
اميد هست حضرتعالي سواي قواعد فني ار اثرات مخرب اين تصويرگري بر نظام خانواده (كه يك اصل در زندگي ايراني است) چند كلامي بر سر زبان جاري كنيد تا ذات مخرب اين تصاوير بيشتر نمايان شود. باز هم متشكرم
محسن
۹۳/۱۱/۲۴ - ۱۲:۲۰
03
پاسخ
ممنون استاد. خیلی عالی بود.
ناهید
۹۳/۱۱/۲۶ - ۱۹:۳۴
21
پاسخ
این نگاه شما به فیلم ها ایرادگیرانه و وسواسی است که ذهنیت شما را اصل و محور قرار میده و نه خود فیلم را... فکر میکنم با چنین نگاهی شما دیگه از دیدن هیچ فیلمی لذت نمیبری! انگارهمه چیز را با منطق ریاضی و حقوقی میسنجید!!
رویا از قم
۹۳/۱۲/۳ - ۱۷:۱۰
10
پاسخ
آقا مسعود.سلام علیک ولی اصلا توقع نداشتم که این فیلم لعنتی رو ببینی چه برسه که نقدش کنی.والله بخدا ...
ايمان
۹۴/۴/۷ - ۰۳:۱۴
20
پاسخ
واقعا دلم میسوزه برای مردم کشورم که حتی عقایدشون هم باید به خاطره باند بازیه این جماعت نون به نرخ روز خور به بازی گرفته شه.برای معروف شدن در ایران یا باید تعریف کرد یا تخریب که این اقا روش تخریب و انتخاب کرده.
نسیم
۹۴/۵/۱۱ - ۲۰:۲۸
00
پاسخ
سلام
میتونم از زمان برگزاری کلاساتون خبر داشته باشم؟
جواد
۹۴/۱۲/۲۳ - ۰۴:۱۳
00
پاسخ
درود بر مسعود فراستی عزیز. این فیلم رو تازه دیدم فقط ناراحتم کرد. نقد شما درست و آرامش بخش بود. ممنونم
All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com