وبسایت رسمی مسعود فراستی
ستروني ضد یادداشت های جشنواره سی و دوم (7)
مي شود سر در برف فرو برد و گفت: «حال سينما خوب است... اميد برگشته»، يا: «اين سينما در طول سه دهه به سبكي دست يافته كه به خانواده احترام مي گذارد... امروز سينماي ايران به جهت تصويري و سوژه هاي ناب و مردان و زنان هوشمند مي تواند همپاي سينماي جهان حركت كند.» (وزير ارشاد)

يا ما- من منتقد و بسياري ديگر- بعد از ديدن اين همه فيلم پرت، تلخ، بيمار و بي مخاطب اين حرف ها را نمي فهميم و فكر مي كنيم با ما شوخي مي كنند، يا دوستان محترم با اين نگاه به ظاهر اميدوارشان از سياره يي ديگر آمده اند. كجايند سوژه هاي ناب در بين شصت فيلمي كه ديده ايم، و مردان و زنان هوشمند و خانواده؟ به راستي فيلمي از بين شصت فيلمي كه ديديم، حتي با احتساب چند فيلم قابل تحمل به معناي واقعي كلمه سوژه دارند و قصه يي درست و درمان؟ تقريبا همگي ايده هاي تك خطي، شعاري و مفهوم زده و باز باز را به جاي قصه – و شخصيت – به ما حقنه مي كنند. ما كه به جاي مردان و زنان هوشمند، عمدتا مردان و زنان – و گاهي كودكاني – خسته، افسرده، نيمه روان پريش و منفعلي ديديم كه نه مساله يي دارند و دردي، و نه قادر به حل چيزي هستند، و نه ارتباطي با جهان پيرامون شان. به اين سينماي سترون بي مخاطب اميدواريد و به آن باج مي دهيد و دورهمي «نرم» برپا مي داريد.اكثر نزديك به 90 درصد فيلم هاي ترسو و خنثاي امسال آتش زدن به مال است، آن هم مال دولتي نه خصوصي. براي اكران اين شاهكارهاي سخيف فيلم – انتلكت و فيلمفارسي نفروش دوباره بايد هزينه كرد و آتش زد به مال.يادآوري كنم خنثي سازي نه فقط تدبير مسوولان اعتدال گراي اين دوره، بلكه مشي تندروهاي اصولگرا نيز هست. هر دو طيف از سينما مي ترسند و آرامش مي خواهند يا تبليغ خود.از همين رو است كه به هم باج مي دهند – و به همه – و تقسيم غنايم مي كنند تا هيچ كس نرنجد وهمه راضي به خانه روند مگر مخاطب، كه محلي از اعراب ندارد.خوب است به جايزه فيلمنامه توجه كنيد كه به فيلمي تعلق گرفته كه فاقد قصه است: يك دور همي بي خطر و خنثاي بي كش و قوس روايت و شخصيت.سينماي عقيم و مصلحت زده دولتي همين است ديگر. وقتي چشم اميد فيلمسازان نه به مخاطب- و گيشه- كه به مسوولان دولتي دوخته است و بند ناف فيلم ها به مخاطب وصل نيست، از مكانيزم و سرزندگي سينما چه مي ماند و از نمايشگاهش جز دور همي سترون؟
روزنامه اعتماد، 24 بهمن 1392

25 دیدگاه

۹۲/۱۱/۲۴

علی
۹۲/۱۱/۲۴ - ۱۶:۱۳
03
پاسخ
با سلام . عالی ،
البته چ هم بین همین فیلمهایی که گفتید قرار میگیره
علی
۹۳/۱/۲۳ - ۰۳:۲۳
00

دوست عزیز من کامنتت رو لایک کردم ، ولی این رو بدون که دغدغه با فیلم دیدن و کتاب خوندن بوجود نمیاد! افراد و بخصوص کارگردان ها این دغدغه و درد ها رو در گذران زندگی لمس میکنند و به تصویر میکشن ، اگر کارگردان های ما فقط کمی اندیشه داشتن از همین اطراف خودشون میتونستن ده ها ایده نو پیدا کنن و مسأله های مردم و سنین مختلف رو بیان کنن ... افسوس که خبری نیست و همه چیز سفارشیه اینجا

علی
۹۲/۱۱/۲۴ - ۱۶:۱۵
35
پاسخ
هر چی میگذره
هرچی بیشتر شما رو میخونم

بیشتر میفهمم چقد شما فهمیده اید

خدا شما نخبگان جامعه رو حفظ کنه
مهدى
۹۲/۱۱/۲۴ - ۲۰:۰۷
02
پاسخ
من به خاطر تحسين هاي جشنواره رفتم فيلم اذر شهدخت را ديدم . راست يه تله فيلم هم جذابيت نداشت . شاخ دراوردم از جوايزي كه به اين فذزم داده شد
مجید
۹۲/۱۱/۲۵ - ۰۱:۴۲
01
پاسخ
واقعا باید به حال سینمای امرز گریست
حسن
۹۲/۱۱/۲۵ - ۰۱:۵۸
01
پاسخ
براستی تا کی میتوان سر در برف سراسری عمر فرو برد؟
مگر خداوند چقدر مهلت برای رشد و کمال به انسان داده تا از قوه ی اختیار استفاده کند؟
خدایا برف زمستانی تمام عمر مارا از ما دور کن.
خدایا ما نه جرات بیرون آوردن سرهایمان از زیر برف را داریم و نه آموخته ایم که بفهمیم و ببینیم.
پس اصلا ...
محمد
۹۲/۱۱/۲۵ - ۱۲:۳۲
01
پاسخ
کاملا با این نظر موافقم.
ارشام
۹۲/۱۱/۲۵ - ۱۷:۳۹
00
پاسخ
باریکللا
امین لطیفی
۹۲/۱۱/۲۵ - ۱۸:۱۲
01
پاسخ
سلام بر استاد
واقعا نمیدونم شما دیگه چه عشقی به سینما دارید که هنوز واسه این گنداب سینمایی قلم میزنید....
محسن
۹۲/۱۱/۲۶ - ۰۷:۱۳
42
پاسخ
عاشق روزنامه اعتمادیدا استاد

حالا حالا ها مونده که روحانی و بشناسید

راستی باز هم بر سر حرفتون درباره توافق نامه ژنو هستید!؟
مصطفی فوزی
۹۲/۱۱/۲۶ - ۱۲:۰۶
02
پاسخ
آقای فراستی می خواستم نظرتان را راجع فیلم "چ" بدانم. ممنونم.
راستی یک چیزی هم بگویم....
از مجری برنامه ی هفت که تقریبا یک سال پیش جلوی تلویزیون اعلان کرد که از این به بعد نقد های متفاوت خواهیم داشت و و و ....... حقیقتا حالم به هم خورد.
من آزاد اندیشیدن و گول ظاهر را نخوردنی که در شما وجود دارد را می پسندم... واقعا وقتی مجری هفت را می بینم دلم می خواهد کهیر بزنم...
فردی که هیچی از خود ندارد و اولش با ته ریش آمد و الان... !!!!!!
molte grazie per il tuo libero pensiero..
ali
۹۲/۱۱/۲۶ - ۱۸:۵۵
00
پاسخ
سلام بهترین فیلم های این جشنواره از نظر شما کدام هسند؟
عباس
۹۲/۱۱/۲۶ - ۲۳:۳۳
04
پاسخ
کاش یه برنامه 3 ، 4 ساعته بود و فقط نقد بود و ما کلی لذت می بردیم کاش البته همین یادداشتها هم کلی برای ما ارزش داره واقعا لذت بردم از این یادداشت
مهر
۹۲/۱۱/۲۷ - ۱۵:۵۰
10
پاسخ
باسلام ، اکثر فیلمهای این جشنواره محصول مدیریت قبلی دولت قبلی است.
محمد
۹۲/۱۱/۲۷ - ۲۰:۲۶
01
پاسخ
فراستی عا شقتم واقعا فیلم های امسال مقوا بود بس به نظر من همه به دنبال اینن که ازشون تعریف بشه .گبر لو هم که به هر کی میرسه میگه عجب فیلمی بود!گندش در اورده با این برنامه هفت فراستی برگرد!!!
ارش
۹۲/۱۱/۲۸ - ۰۲:۱۱
04
پاسخ
اعلام ميدارم كه در گوشه كنار اين مرز و بوم هنوز انسانهايي هستند كه روزي يك وعده غذا ميل ميكنند. اما همچنان پول بيت المال صرف فيلمها وسريالهايي ميشود كه با دقت بيشتر در توضيح مقاله فراستي امده است. مايلم خاطر نشان كنم كه سريالهايي كه طي دو سه سال گذشته هم در شبكه هاي سيما توسط كارگرداناني مدعي به احترام به مردم و ان جمله كه خود به دو ريالهاي شبكه هاي جم و فارسي وان و غيره... خورده ميگيرند كه به شعور مخاطب توهين مي كند خود سريالهايي عقب افتاده تر ميسازند. سخن نوشته شده توط مسعود فراستي گر چه به شيوه هاي مختلف و در برنامه هاي گوناگون بيش از هر كس توسط خود او و ديگر همكاران گوشزد شده اما گوش شنوايي نيست وشايد به صرفه تر است كر باشند. در برنامه هاي مربوطه هم مانند برنامه هفت و غيره جدل ها و تو دهني زدن به همديگر وكارهاي بد يكديگر را به رخ هم كشيدن جاي گفت و شنود و مهمتر از هر چيز نقد (همان چرخ پنجم) را ميگوييم گرفته و به نوعي جرياني غالب هم به ماندن در اين وضعت تاسف بار كمك كرده. برنامه هفتي كه روزي اميد ميرفت كه به نوعي برنامه90 سينما باشد به واقع از حيث جنگ و جدل به ان سان شده. يادم مياد سالهاي اول پخش برنامه هفت مسعود فراستي همان وقت در يكي از قسمتهاي برنامه گفت شايد در برنامه نود اين گونه جنگ و جدل جواب بدهد اما در مورد هنر سينما اينگونه جدل بد است و جواب نميدهد. از سال 1389 تا موقعي كه ديگر برنامه هفت را دنبال نكردم (اخرين قسمتي كه ديدم دعواي ضيا هاشمي با علم الهدي) و قبل تر كه سه هفته متوالي برنامه نقدي را نرفته بود و بعد از سه هفته نقد فيلم در بند با حضور طالبي ن‍ژاد و سعيد قطبي زاده به ياري مجريش گبرلو (نه سيخ بسوزد نه كباب) اين هم انگار فقط در ايران اتفاق مي افتد نقد بعد از چند هفته يا بعد از پايان اكران در نهايت فهميدم كه مردم هيج جايگاهي در اين برنامه و كلا در دل مسئولين ندارند . اين برنامه كه روزي به بركت منتقدش لذت من را شكوفا كرد تا علاقه مند سينما و نقد شوم و ياد بگيرم تا حدودي فرق بين نگاه كردن و ديدن را گرچه راه نرفته بسيار دارم در تشخيص هر چه بيشتر اين امر خوب ديدن. باعث شد كه از ديدن اين برنامه روي برگردانم.دوستاني از اين قبيل لطف بفرمايند قصه از مردم مايه گذاشتن را كوتاه يا تمامش كنيد . به اميد ديدار دوستدار شما ارش رحيمي- از شيراز
علی
۹۲/۱۲/۱ - ۱۵:۴۷
04
پاسخ
سلام. من تنها چند فیلم را در شهرستان دیدم و همه آنها نه قصه داشتند و نه دغدغه. انگار این فیلمسازان نه کتاب می خوانند و نه فیلم می بینند.
امین لطیفی
۹۳/۱/۷ - ۱۶:۲۸
01

درود بر شما
انگار نه دوست من شک نکنید که کور و کر هستند در هنر

مهدی قاسمی
۹۲/۱۲/۳ - ۱۲:۰۸
01
پاسخ
درود بر فراستی. جانا سخن از زبان ما می گویی. بدان و به هوش باش که این دیدگاهت را اگرچه نمی پسندند و بایکوت می کنند و منزوی می کنند اما همچون اب در دل صخره جا باز خواهد کرد و تو رو سفید تاریخی
رویا
۹۲/۱۲/۱۴ - ۱۴:۳۰
03
پاسخ
آقا مسعود سلام.دلت خوشه ها.ایران آخه سینماش کجا بود که کله پاچه اش چی باشه.والله من که الآن چند سالی میشه که فیلم های قدیمی دهه شصت یا هفتاد را تماشا می کنم یا اینکه فیلم خارجی .والسلام و شد تمام.تو رو خدا تو ضد یادداشتت ، یه ذره هم از مسئولان خانه سینما و ضعف مدیریت و این موارد بنویس.و در آخر هم آن بیت کذایی که در وصف شما سروده ام : دمت گرم و دلت خوش باد مسعود که حق نقد کردن را ادا کرد
رویا
۹۲/۱۲/۱۴ - ۱۵:۰۹
02
پاسخ
با سلام مجدد. راستی آقای فراستی لطفا اگر امکان دارد برای ما بگویید در کدام دوره و در چه سالهایی سینما ی ایران روند درستی را طی کرد و این که اصلا چنین چیزی در تاریخچه سینمایی ما وجود داشته یا خیر. و سینمای ایران برای در امدن از این وضعیت خنثی چه باید بکند.چون فکر می کنم اینکه فقط از سترونی و خنثی بودن بگید هیچ کمکی به بیدار شدن ذهن مخاطب نمیکند و تکراری و کم کمک خسته کننده نیز شده.خوانندگان نقد اصولا در پی هر ایرادگیری به دنبال راهکار درست و حل مساله می باشند و به اعتقاد من بیان راه حل ها به همراه بیان ضعف ها خیلی درست تر و اصولی تر و از همه مهمتر کمک کننده تر است. با تشکر
رویا
۹۲/۱۲/۱۴ - ۱۵:۰۹
01
پاسخ
با سلام مجدد. راستی آقای فراستی لطفا اگر امکان دارد برای ما بگویید در کدام دوره و در چه سالهایی سینما ی ایران روند درستی را طی کرد و این که اصلا چنین چیزی در تاریخچه سینمایی ما وجود داشته یا خیر. و سینمای ایران برای در امدن از این وضعیت خنثی چه باید بکند.چون فکر می کنم اینکه فقط از سترونی و خنثی بودن بگید هیچ کمکی به بیدار شدن ذهن مخاطب نمیکند و تکراری و کم کمک خسته کننده نیز شده.خوانندگان نقد اصولا در پی هر ایرادگیری به دنبال راهکار درست و حل مساله می باشند و به اعتقاد من بیان راه حل ها به همراه بیان ضعف ها خیلی درست تر و اصولی تر و از همه مهمتر کمک کننده تر است. با تشکر
ایرج
۹۲/۱۲/۱۷ - ۱۹:۵۳
11
پاسخ
سینمایی که به جد نقد نمیشود و بجای قصه های مردم به زایمانهای فکری مسموم میپردازد جامعه ی خود را نیز مسموم میکند.
انسیه
۹۲/۱۲/۲۵ - ۱۸:۱۸
11
پاسخ
این نقد ها خیلی خوبند ولی ای کاش درونشون کمی آموزش و راه حل هم بود تا کسانی کهمثل شما این ایرادهارو وارد میدونن بفهمن برای فردای سینما چه باید کرد
نادیه
۹۳/۶/۲۹ - ۱۹:۱۷
00
پاسخ
سینمای فعلی ما آینه ی سیاستهای فرهنگی مسئولین ماست . یادم می یاد وقتی دانشجو بودیم مسئولین ارزشهای سینمای تارکوفسکی و پاراجانف و ... توی کله ی ما فرو می کردن .انگار سینمای کلاسیک قصه گو میکروب بود !
All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com