وبسایت رسمی مسعود فراستی
خود را به خواب زدن ضد یادداشت های جشنواره سی و دوم (5)
خواب زده های جیرانی ، یک فیلم ما قبل بد است. حتی بد هم نیست. یک فیلم کامل در نیامده است نه یک فیلم بد در نیامده.

فیلمنانه فیلم گیج است و شلخته با محور تکراری که نه کمدی می فهمد نه ملودرام و عشق. کمدی اش اساسا بر لهجه آذری – و نه حتی کلام – استوار است چه برسد به موقعیت. و بر بازی خوب تیپیک شخصی عبدی و اصلانی که ربطی به کارگردانی ندارد و ربطی به نقش های این دو در فیلمنامه. کمدی نیمه فانتزی شده اش ، لحن اثر را به کل به هم می ریزد. آدم هایش نیز جملگی مقوایند. بعد ندارند حتی تیپ هم نیستند.

کارگردان نه خوابش می آید نه خواب زده است؛ خود را به خواب می زند. نتیجه اش همین می شود. فیلم یک فرار است. یک دهان کجی است که از زور فشارهای واقعیت – من مادر هستم – به خواب پناه می برد تا خود را تسلی دهد و فکر می کند همه در چنین شرایطی چنان می کنند – خواب مشترک همگانی - .کابوس مرگ می بیند و فرار فانتزی وار از آن اما نه با فضای شوخ و شنگ فانتزی. به همین دلیل عشق که احتمالا راه نجات است می شود توهم مازوخیستی که نه واقعی است نه فانتزی. نمای آخر نشسته در ایستگاه اتوبوس بن بست است نه بیداری. این آدم بعد از این نما چه خواهد کرد ؟ چاره ای ندارد جز پناهی دوباره به خوابی دروغین.

رجوعی دوباره و چند باره به کلاسیک ها ضروری است. آپارتمان و ایرما خوشگله بیلی وایلدر مثلا و کاپرا و لوبیچ و... تا یادمان بیاید کمدی عاشقانه یعنی چه و مترش چیست.

1 دیدگاه

۹۲/۱۱/۲۱

علی صادقی
۹۴/۲/۲ - ۲۱:۴۲
00
پاسخ
بنظرم فیلمفارسی بود. بازی عبدی هم جاهایی تصنعی بود. هیچ پیر زنی آنقدر دستانش را حین حرف زدن سریع تکان نمی دهد.
All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com