وبسایت رسمی مسعود فراستی
علیه فرهنگ دولتی
همچنانکه عقل و واقعیت، اقتصاد وابسته به نفت، نه متکی به کار و تولید ملی را پس می زند، و با رانت خواری اقتصادی سر آشتی ندارد، با فرهنگ دولتی- نفتی نیز.

اقتصاد دولتی چه سرمایه داری و چه سوسیالیستی و چه ... رانت خواری دولتی می زاید. فرهنگ دولتی نیز به رانت خواری فرهنگی منجر می شود و به از دست رفتن فرهنگ و هنر ملی.

فرهنگ و هنری که از درون زندگی انگلی وابسته به نفت تولید شود نمی تواند مبلغ فرهنگ ملی و پویای کار و تولید نعم مادی و معنوی باشد و قطعا مبلغ سبک زندگی ای متناسب با خود است. سبک زندگی انگلی شبه مدرن بی هویتی که در آن همه چیز مجاز است جز کار و سخت کوشی ملی و اخلاق. رانت خواری، دلالی، رفاه زدگی ، لوکس پرستی و بی بند وباری از ویژگی های این فرهنگ است. این فرهنگ نفتی با خود روشنفکر و کارگزار نفتی تولید می کند و نه هنرمند مماس با مردم و مساله شان.

اهل فرهنگ و هنر دولتی هم از فقدان مخاطب رنج می برد هم از فقدان تخیل ملی. به اصطلاح هنرمند دولتی به جای نگاه به مخاطب ملی به مسئولان دولتی نظر دارد و هدفش جلب رضایت آنهاست. از اینجاست که ساز و کار هنر واژگون می‌شود. فرهنگ و هنر بدون مخاطب و بدون مساله مخاطب معنایی ندارد. ساز و کار هنر، تعامل هنرمند با مخاطب است که هم خود هنرمند را پالوده می کند و هم مخاطب را رشد می دهد. زمانی که این ساز و کار توسط دولت سد شود و ارتباط با مخاطب از دست برود، مساله و لاجرم نیاز به بیان آن زیر سئوال می رود و "هنرمند" بی مساله می شود و بی دغدغه و به ناچار بی هنر.

فرهنگ و هنر دولتی هنرمند و روشنفکر را فاسد می کند و طفیلی. روشنفکر وابسته به ناچار جز توجیه وضع موجود و حفظ خود و حامیان دولتی اش وظیفه ای ندارد.زیست انگلی روشنفکر و هنرمند وابسته به دولت چه مذهبی و چه لائیک در گرو فرهنگ و هنر سوبسیدی است. چرا که هم بی هنری و بی فرهنگی را می شود توجیه کرد و همیشه هم طلبکار بود- هم از دولت و هم از ملت- و هم این فرهنگ برایشان هزینه ای در بر ندارد و خطری نیز. این زیست انگلی قطعا غیرمماس با مردم است. مردم برای اینان مصرف کنندگان بی نظر و منفعلی بیش نیستند که اگر احیانا از محصولی فرهنگی استقبال کنند خوبند و اگر نه،هنر نشناس و بی فرهنگ. در فرهنگ و هنر دولتی هم هنر ابزار است و هم مردم. فرهنگ و هنر نیاز نیست و مخاطب در آن دغدغه نیست. مخاطب نه مردم، که دولت است و دولتیان.

مسئولان این فرهنگ و هنر نیز نه نیازی به توضیحی برای مردم دارند و نه مردم حق اعتراضی. اینان اصولا به کسی جواب پس نمی دهند و برباد رفتن میلیاردها تومان سرمایه را با پوزخندی حق به جانب توجیه می کنند و می گویند: " همیشه چنین بوده". مسئولان بی فرهنگ فرهنگ و هنر دولتی بیشتر کار چاق کنند نه فرهنگ دوست. از هر که دلشان خواست حمایت می کنند و هر که کوچکترین نافرمانی ای کرد سهمیه- سوبسیدش- قطع می گردد. در این فرهنگ و هنر خنثی و بی خطر تنها فرمانبران رام امکان زیست دارند و از اینجاست که فرهنگ و هنر دولتی سیاست زده می شود و ایدوئولوژیک؛ و باند و جناح حاکم دولتی به هر شکل و ترفندی ملاک حق و باطل.

فاخر سازان، معناگرایان، ارزشی نما سازان و جشنواره زدگان حاصل این فرهنگ بی هویت، نه مساله ملی دارند - و نه منافع ملی می فهمند - و نه مساله هنری. فرهنگ و هنر برای اینان ظرف است و ابزار تا هر مضمون و مفهومی درآن بریزند. اینگونه است که فرم در آثار آنها بی وجه است و لاجرم محتوایی در کار نیست.

خلاصی از شر فرهنگ و هنر دولتی اولین گام در جهت شکلگیری فرهنگ پویای ملی آرمانی است که امکان رقابت فراهم می کند و بالندگی. امکان نقد وضع موجود. کار، شادابی و امید با این ساز و کار معیوب و بدون تغییر در ساختار، بدون اعتراض و نقد به شوخی شبیه است.
روزنامه اعتماد، آبان 92

12 دیدگاه

۹۲/۸/۲۸

حاجيان
۹۲/۸/۲۸ - ۱۲:۵۶
02
پاسخ

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جايي نرسد فرياد است

نفست برقرار و گامهايت استوار. استاد
مهرایین
۹۲/۸/۲۸ - ۱۴:۱۶
01
پاسخ
درود بر منتقد دلسوز و تیز بین که نه وابسته است و نه از کسی حساب می برد.
رضا
۹۲/۸/۲۸ - ۱۶:۴۴
01
پاسخ
مطلب خوبی بود ولی به نظرم شما هیچوقت به مسئله‌ی اصلی اشاره نکردید.به نظرم تا وقتی نخواهیم قبول کنیم سیستم ایدولوژیک حاکم برکشور ما عامل این مسائل است کاری از پیش نمیبریم.
هاشم قربانزاده
۹۲/۸/۲۸ - ۲۱:۵۱
00
پاسخ
د ق ی ق ا...
پویان
۹۲/۸/۲۹ - ۰۵:۰۲
00
پاسخ
بسیار نظر درستی است.
علی
۹۲/۸/۲۹ - ۱۱:۰۹
01
پاسخ
سلام
ممنون از ضدیادداشت
چرا نقدهاتون رو بروز نمیکنید؟منتظر نقدهای جدیدتریم
امین لطیفی
۹۲/۸/۳۰ - ۱۶:۵۲
00
پاسخ
با درود به استاد.
کار و شادابی و امید با این ساز و کار معیوب و بدون تغییر در ساختار،بدون اعتراض و نقد از شوخی گذشته است استاد، یک توهین تمیز و خالص است به ذهن و فرهنگ یک ملت....
القاعده
۹۲/۹/۲ - ۱۵:۴۶
01
پاسخ
خواهشا برگردید هفت آقای فراستی
این کارا مناسب شما نیست که یه دنده باشید
نه به خاطر اهالی هفت بلکه به خاطر مردمی که با رفتن شما هفت شد یک!
به خاطر مردم برگردید!!!!!!
پوسیدیدم از بس این برنامه بی محتوا رو دیدیم!!!
خواهشا برگردید!!!
به امید این که خبر بازگشتتون رو تو سایت ها ببینیم...
یاعلی
علیرضا نیاک
۹۲/۹/۳ - ۰۹:۳۲
03
پاسخ
استاد عزیز بسیار دوستت دارم تو یک ایرانی ناب هستی مساله تو مساله مردمت است این در نوشته هایت موج مزند امیدوارم روزی رسد تا همچون تو در امور کشور تصمیم سازی کنند. سپاس
مهران شفيعي
۹۲/۹/۴ - ۱۴:۰۳
01
پاسخ
اين وابسته به دولت بودن دردي ست كه سال هاست گريبانمان را گرفته .
زيبا قلم زديد استاد .
پاينده باشيد
حامد قاری
۹۲/۹/۴ - ۲۱:۳۷
00
پاسخ
تامل برانگیز و برنده
هامان
۹۲/۱۱/۱۱ - ۰۳:۲۶
00
پاسخ
سلام و عرض ادب

استاد گرامی نظر شما در خصوص فرهنگ دولتی متین، لیکن توجه به خواستگاه مردمی نیز خالی از لطف نیست!

اگر قبول کنیم مسیر هر جامعه ای را مردم و ملت آن تعیین خواهند نمود، نظر به اینکه انقلاب مشروطه با خواست جمعی حاصل شد، انقلاب اسلامی نیز و انقلاب ها و تحولات عظیم در جوامع گوناگون، همه و همه پیوسته از خواستگاه های مردمی شکل گرفتند!

اگر امروز قرار است با فرهنگ دولتی مقابله شود نیاز به یک وفاق گسترده در بین صاحب نظران و روشنفکرینی است که در این جامعه زندگی میکنند وگرنه هیچوقت خواستگاه مردمی نسبت به وضع و شرایط کنونی تغییر نخواهد کرد؛ مگر مدیران و مسئولین دولتی افراد غیر از جامعه ما هستند و یا اینکه غیر از خانواده و آشنایان خودمانند؟ این افراد نیز در همین جامعه زندگی میکنند، در همین جامعه هدف را شناخته و راه رسیدن به آن را انتخاب می کنند؛ برای اینکه نظرگاه مردمی نسبت به وضع کنونی تغییر یابد مستلزم انتقال این حس بر پیکره جامعه ای است که سال ها وابستگیشان به دولت بیشتر و بیشتر شده تا جایی که امروز آسیب های آن نمود می یابد و حالا هی راه حل ارائه کن تا از این وضعیت خلاص شو! لیکن مسئله جای دیگری آب میخورد!

من حیث المجموع بنده معتقدم زمانی میتوان به این مهم دست یافت که اقشار روشنفکر از قبیل سینماگرایان، نویسندگان و ... وظیفه خود را برای آگاه سازی جمعی انجام دهند تا خواستگاه مردمی که مورد نظرست در جامعه جاری و ساری شود وگرنه اینگونه سخن گفتن در باب فرهنگ دولتی بیهوده سر را بر دیوار کوفتن است.

از اینکه چند صباحی وقتتان را برای اشاره به این نکته گرفتم پوزش میطلبم.

در پناه حق پاینده باشید
All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com