وبسایت رسمی مسعود فراستی
Excusez Moi فروشنده (اصغر فرهادی - 1395)
  قبل از این گفته بودم که "فروشنده" ماقبل بد است. ناچیز است. نه چیزی می‌فروشد، نه می‌خرد. ماقبل –وناتوان از- خرید و فروش است؛ و ماقبل بده‌بستان و هرگونه گفت‌وگو. فیلمی است شکل نگرفته، سردرگم و مفعول؛ که فعل –از بیرون– برش واقع می‌شود. خودش فعلی ندارد و کنشی؛ منش که بماند. نه قصه‌ای دارد و فیلمنامه‌ای، نه کارگردانی، نه فیلمبرداری و نه تدوین. فیلم، حتی "چه" درست و درمانی ندارد. فیلمنامه‌ای پرحفره که هر چیزی بر آن وارد می‌شود یا...
مسعود فراستی

45 دیدگاه

۹۵/۷/۷

ادامه...

اشمئزاز سادیستی لانتوری (رضا درمیشیان - 1395)
لانتوری، فیلمی پرمدعا ، پرگو و ظاهرا پر"مساله" ای است و پرالتهاب . مسایلی از جمله: جوانان ، بحرانهای اجتماعی ، فقر و بیکاری و بی عدالتی ، اختلاف شدید طبقاتی، خشونت و عصبیت، بزه و جرم در جامعه ، اسیدپاشی و قصاص. بیشتر از این مسائل مهم جامعه ، آیا می شود در یک فیلم گفت، و در واقع هیچ نگفت؟  می دانیم که همه چیز گفتن – به شرطی که بلد باشیم - هیچ نگفتن است. و همه چیز دان ، نادان است. فیلمساز جوان بظاهرعاصی ما این همه معضل جدی را در فیلم خود تلمبار می کند، اما فقط انها را مستقیم فریاد میز...

8 دیدگاه

۹۵/۶/۲۲

ادامه...

واقعیت در غبار ایستاده در غبار (محمدحسین مهدویان - 1395)
اول اینکه: در این وانفسای انباشت ابتذال بِفروشِ ۵۰ کیلو آلبالو، سالوادور، لانتوری و... ساختن فیلمی هرچقدر هم کوچک و پر اشتباه درباره‌ی شیرمردی به نام احمد متوسلیان که از بزرگترین فرماندهان و قهرمانان جنگ دفاعی و ملی ما بوده، جای شکر و سپاس دارد. دوم: در این سینمای بی‌خاصیت، بی‌مسئله و بی‌تحقیق، سرانجام فیلمساز جوان تحصیل کرده‌ای پیدا شده که برای فیلمش واقعاً زحمت کشیده و درباره‌ی سوژه‌اش دو سال کار تحقیقی – پژوهشی کرده. در عرصه‌ی تکنیک صدا نیز فکر ک...
روزنامه شرق - 25 شهریور 1395

9 دیدگاه

۹۵/۶/۶

ادامه...

ماکتِ خام نقدی بر ماهی و گربه (شهرام مکری - 1393)
ماهی و گربه، فیلم بدی است و حوصله سر بر؛ و فیلمساز و مخاطب خاص فریب. فیلم، ادعای ترسناک بودن و ژانر وحشت دارد، اما ناتوان از ترساندن است. و بیشتر متمایل به ملودرام. فیلم، عقیم است. هم در وحشت هم در ملودرام؛ و هم در کولاژ. مشکل اصلی گربه و ماهی همان چیزی است که بابتش پز می دهد، نان می خورد و جایزه می گیرد. و با نقد های ستایش آمیز مثلاً فرمیک، از خود بی خود می شود و کرخت: تکنیک فیلم- برداشت بلند- که فیلمساز و منتقد شیفته به غلط فرم می انگارندش. فیلم، یکصد و چهل دقیقه تمرین پلان سکانس می کند. تج...

42 دیدگاه

۹۳/۹/۱۰

ادامه...

واقعی یا واقعگرا ؟ نگاهی به کارنامه حاتمی کیا و نقدی بر «چ» - 1393
حالا بعد از دیدن 16 فیلم از ابراهیم حاتمی کیا همچنان می شود گفت که او شاخص ترین فیلمساز سینمای جنگ و دفاع ماست. و مهمترین و بهترین فیلمهای این ژانر – به جز فیلم استثنائی سفر به چزابه ملاقلی پور- متعلق به اوست. چهار فیلم اخیر اش اما جنگی نیستند : ارتفاع پست ، به رنگ ارغوان ، دعوت ، گزارش یک جشن اجتماعی گرایند و یکی شان – ارغوان – ظاهرا عاشقانه . از بین فیلم هایش دیده بان و مهاجر – که بهترین اند – و برج مینو و آژانس مهمترند و توضیح درونی تر فیلمساز. و مسئله شان آدم ها...
وبسایت اختصاصی مسعود فراستی

43 دیدگاه

۹۳/۲/۹

ادامه...

دلواپسی ساراباند (برگمان - 2003)
"زندگی این امکان را در خود دارد که به یک مناسک تبدیل شود". (سارا باند، برگمان، 2003) "نمی دانم. واژه ها یاری ام نمیکنند. اغلب به مرگ می اندیشم. تصور میکنم که آنا منتظر من است. مرگ را اینگونه میبینم که یک روز صبح دارم در جاده ای در جنگل قدم میزنم که به رودخانه ای ختم میشود. پاییز است و کاملا ساکن، کاملا خلوت. کسی را میبینم که از کنار دروازه به سویم می آید. آن زن یک دامن جین آبی و ژاکت آبی پوشیده و پاهایش عریانند.موهایش را بافته. او از کنار دروازه به سوی من می آید. آنوقت می فهمم مرده ام.بعد خارق...

48 دیدگاه

۹۲/۲/۳

ادامه...

بی حسی مزمن عشق (هانکه - 2012)
عشق هانکه، فیلم کسالت‌بار روشنفکرانه‌ی دروغینی است نه درباره‌ی عشق، نه درباره‌ی پیری؛ شاید درباره‌ی مرگ یا کشتن.   «دلیلی برای ادامه زندگی نیست. می‌دونم که زندگی فقط بدتر می‌شه. نمی‌خوام ادامه بدم». این مهم‌ترین جمله‌ی فیلم است از زبان شخصیت اصلی زن فیلم رو به مردش. و شوهر ـ و فیلمسازـ که در دفاع از دلیل زندگی ـ عشق ـ حرفی برای گفتن و قانع‌کردن زن ـ و ما ـ ندارد، تسلیم شده و رضایت به کشتن او می‌دهد. آیا با این نگ...
همشهری 24، شماره 12، فروردین 92

38 دیدگاه

۹۲/۱/۲۴

ادامه...

آلفرد هیچکاک، مظهر سینما نگاهی گذرا به سینمای هیچکاک
ساختن فیلم های جدی و عمیق، آسان تر از فیلم های تجاری قراردادی است. آگاهی من وادارم می کند که تجاری کار کنم... در سینما، کارگردان باید با بهای گزافی خود را بیان کند.این بها، سرگرمی است. هیچکاک   هیچکاک همچون هر هنرمند راستین و دلمشغول، خود را با آثارش بیان می کند اما بسیار غیر مستقیم و نامرئی؛ در پس سرگرمی. او تنها کسی است در سینما که می تواند میلیونها نفر را در سراسر جهان سرگرم کند و تکان دهد. تماشگر او را تجسم خود می داند. هیچ فیلمسازی مانند او جذابیت و سرگرمی را اینچنین با هنر نیامیخته...
همشهری 24، شماره 12، فروردین 92

41 دیدگاه

۹۲/۱/۲۴

ادامه...

پیشکش به خانواده های ایرانی مقیم خارج از کشور یه حبه قند (رضا میرکریمی - 1389)
«يه حبه قند» فيلم بدي است. يك فيلم بدلي. «يه حبه...» حتي از شعر سطحي سپهري ـ زندگي جيره مختصري است مثل يك فنجان چاي و كنارش عشق است، مثل يك حبه قند – هم لوس تر است و بي هويت تر. فيلم در تبليغات يعني: گل و گلدون و درخت و چراغ گردسوز، خانه قديمي سنتي، با حوض بزرگ پرآب، عكس هاي يادگاري خانوادگي با چراغ و گلدان شمعداني، دختري با لباس دهاتي و چادر گلدار سفيد، سوار بر تاب با پس زمينه اي از درخت و سيب و انار، زناني لبخند به لب با چادرهاي گلدار، مرداني با لبخند و با يك كله...

37 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۲

ادامه...

«روشنفکر»م، پس هستم هامون (داریوش مهرجویی - 1368)
من برآنم که اگر ساز من آواز ناهنجار دهد و اگر بيش‌تر مردمان روي زمين با من بستيزند، بهتر از آن است که من خود، با خويشتن همداستان نباشم.سقراط، رسالة «گورگياس»هامون در نگاه اول و در چند دقيقة نخست جدي مي‌نمايد و متفکر. سينمايش نيز با آن ظاهر خوش‌آب و رنگ و ريتم سريع و تصاوير ذهني، مدرن جلوه مي‌کند و مي‌فريبد، با پيچيده‌نمايي و ادا‌ عده‌اي را هم مرعوب مي‌کند. اما نه جدي است و نه متفکر. هامون بسيار پرمدعا است و داعية ارائة مفاهيم عميق بسياري ...
سوره، شماره 5 و 6، مرداد و شهریور 69

16 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۲

ادامه...

نوستالژی و قاعده ی بازی سُرب (مسعود کیمیایی - 1368)
سرب را اول بار چند هفته‌اي قبل از جشنواره در نسخة كامل ديدم؛ در يك نمايش خصوصي. بسياري از مشتاقان هنر و هنرمندان سينمادوست آمده بودند؛ جوان‌ها و قديمي‌ها. سالن انتظار سينما پر بود از هم‌نسلان فيلمساز و عده‌اي پيرترها و جوان‌ترها. قديمي‌ها با خستگي و پيري‌شان و با نگاه‌ها و سلام و عليك آرامشان آمده بودند و به هم دلداري مي‌دادند كه «بله، جواني گذشت»، «چه روزهايي بود!»، «عجب پير شده‌اي!»، «موهايت يكدست ...
سروش، شماره 480، تیر 68

8 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۱

ادامه...

مالیخولیای ملی مادر (علی حاتمی - 1368)
هنر نمايش يا كاردستيمادر يعني يك پوستر جذاب و خوش‌فرم سينمايي، يك ‌سري عكس‌هاي نظرگير و غيرمتعارف از فيلم در مطبوعات و پشت ويترين سينماها، يك تيزر مؤثر تلويزيوني، تعدادي بازيگر معروف و پرطرفدار قديم و جديد، يك فيلمساز قديمي و پرآوازه ـ چه براي تماشاگران فيلمفارسي و چه روشنفكران ـ با بيش از بيست سال سابقة فيلمسازي و يك دوجين فيلم در كارنامه و صاحب يك سريال بنام و پرطمطراق تلويزيوني بعد از انقلاب ـ هزاردستان ـ و چندين مصاحبة مفصل و مختصر در باب فيلم. چه قبل از اكران و چه بعد از آن، ...
سوره شماره 7 و 8، مهر و آبان 69

23 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۱

ادامه...

ترس در كلوزآپ، گريز در لانگ‌شات کلوزآپ (عباس کیارستمی - 1368)
سفر مرا به در باغ چند سالگي‌ام بردو ايستادم تا دلم آرام بگيردو در كه باز شد‌...؟سهراب سپهري در پشت اين در سحرآميز، هر كسي خاطره‌ها و تجربه‌هايي دارد خوشايند يا ناخوشايند، كه همة عمر بر او اثر مي‌گذارد؛ سازنده يا مخرب، چراكه دوران كودكي، دوران عجيبي است و سخت پيچيده و براي بسياري از انسان‌ها هم بس نوستالژيك؛ نوستالژي معصوميت از دست رفته، نوستالژي زمان بر باد رفته، نوستالژي بازي‌هاي بي‌دغدغة كودكانه، نوستالژي فرار و بي‌مسئوليتي. اين دوره از زندگي و لحظا...
نقد سینما، شماره 1، بهار 73

14 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۱

ادامه...

All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com